تبلیغات
علمی ومذهبی

علمی ومذهبی
 
نویسندگان

مبحث اول: مباحث مهمی ازحقوق خصوصی درباره قاعده «لاحرج»

بند اول: معنای قاعده و الفاظ آن

«حرج- حرجاً الرجل : اذنب . احرج ه:‌واقعه فی الاثم. حرج- حرجاً الشیئ : ضاق . الحرج:الضیق،المكان الضیق الكثیر الاشجار. حرج:حرم.» [1]

حرج در لغت به معنای ضیق ،محدودیت ،تنگی و در تنگنا قرار گرفتن است . به معنای جائی كه درختان انبوه در آن قرار دارد نیز بكار رفته است و همچنین به معنای دشواری، و گناه نیز استفاده شده است.[2]

عسر- عِسراً‍ و عُسراً الزمان: اشتدّ . عَسُر: ضد یسرو سهل. عسّر علیه : خالفه.[3]

بعضی ها معتقد هستند كه در این قاعده عسرو حرج هر دو به یك معنی است.[4]

 

ولی بعضی از بزرگان دیگر حرج را اعم از عسر می دانند و به نظر آنها عسر دشوارتر از حرج است[5]  به نظر می رسد این استنباط صحیح تر است چرا كه قاعده ترجمه الفاظ این است كه  وقتی دو كلمه با هم به كار می رود معانی مختلف داشته باشند.

مفهوم حقوقی و فقهی این قاعده این است كه :«هرگاه تكلیفی دشوار و مشقت بار باشد ساقط می شود.» اما اینكه حد و اندازه دشواری و سختی باید تا چه اندازه باشد تا آن تكلیف ساقط شود، محققین عبارات و ملاكهای مختلفی را بیان نموده اند از جمله آنها این است « اقوال این است كه باید اقتصار نمود بر حد و اندازه ای از عسر و حرج شدید كه تحمل آن عادتاً سخت و دشوار باشد.»[6] 



[1] . المنجد فی اللغة والاعلام،الطبعة الحادیه والعشرین ،دارالمشرق بیروت ،صفحه 240.

[2] . ابوالحسن محمدی، قواعد فقه، چاپ یازدهم ، نشرمیزان ، صفحه190،بهار 1389

[3] . المنجد فی اللغه والاعلام،الطبعة الحادیه والعشرین ،دارالمشرق بیروت صفحه 246.

[4] . ابوالحسن محمدی، قواعد فقه، چاپ یازدهم ، نشرمیزان ،صفحه 190 ،بهار 1389

[5] . ملا احمد نراقی،عوائد الایام، صفحه61

[6] . محمد حسن نجفی، جواهر الكلام، جلد هفتم، صفحه149

بند دوم: ادله اثبات قاعده عسر و حرج

1-قران: فقها در اثبات این قاعده از آیات زیر استمداد جسته اند.

الف) یرید الله بكم الیسر و لایرید بكم العسر. یعنی خداوند بر شما آسان می گیرد و نه سخت.[1]

ب) ما یرید الله لیجعل علیكم من حرج:‌ خداوند نمی خواهد كه حرجی بر شما قرار دهد.[2]

ج) و ما جعل علیكم فی الدین من حرج: در احكام دین حكم حرجی بر شما مقرر نداشته است.[3]

2- احادیث و روایات:

الف) روایتی از امام صادق ( ع)‌ به نقل از ابی بصیر وجود دارد  كه از حضرت درباره آبگیری كه آب در آن جمع شده است، آیا می توان از آن آب برای وضو استفاده كرد حضرت فرمایشی دارد كه ضمن مجاز خواندن آن می فرماید «.....فانّ الدین لیس بمضیق....» دین اسلام سخت نمی گیرد.[4]

ب) از امام صادق (ع) سوال شده است كه آیا می توان از آب غسل دوباره استفاده كرد. حضرت فرموده است: « لاباس ،ما جعل علیكم فی الدین من حرج»یعنی عیبی ندارد ، چون در دین حرجی بر شما قرار داده نشده است.[5]

3- دلیل عقل (یا بنای عقلا یا استدلال عقلی )- گرچه بعضی از نویسندگان مخالف این هستند كه عقل یكی از ادله اثبات این قاعده است. نویسندگان مذكور قلمرو این قاعده را با قاعده « تكلیف ما لا یطاق و غیر مقدور» متفاوت دانسته اند و در مواردی كه كار آنچنان مشكل باشد كه انجام آن كار غیر مقدور باشد، آن را مشمول قاعده اخیر نموده اند و بعد نتیجه گیری كرده اند كه فقط مبنای قاعده «تكلیف ما لا یطاق و غیر مقدور » عقل است و عقل در اثبات قاعده «لا حرج» دخالتی ندارد[6] فرمایش این دانشمند قابل درك ما نیست ، چرا كه به نظر ما استنباط عقلی در اینجا بیشتر به كار می آید تا در قاعده «تكلیف ما لا یطاق» چرا كه قلمرو قاعده مذكور در مورد كارهای غیر مقدوری است كه نیاز به تعقل ندارد و به عبارت دیگر در توان شخص نیست ،كه كار مذكور را انجام دهد. حال سوال ما این است آیا برداشته شدن تكلیف از دوش كسی كه قادر به انجام كاری نیست نیاز به تعقل بیشتری دارد ، یا اینكه برداشته شدن تكلیف از دوش كسی كه قادر است كار مذكور را انجام دهد ولی انجام آن كار برای او مشكلات و سختی های غیر متعارف در پی خواهد داشت. گرچه ما نیز معتقد هستیم عقل ساقط شدن هر دو تكلیف را حكم می کند، ولی مورد اولی نیاز به تعقل ندارد چون شخص قادر به انجام آن كار نیست به عبارت دیگر وقتی عقلا دنبال این سوال هستند كه چه كنم و كدام كار را انجام بدهم ، كه آن كار در توان آنها است ،عقلا بعد از اینكه كار را در توان خود ببینند ،دنبال عقلایی بودن آن می گردند و كاری كه در توان آنها نیست دیگر چندان درمعرض پرس وجوی عقلانی نخواهد بود. بعلاوه در قواعد دیگر، همین مبنا (مبنایی كه ما بیان داشته ایم و بعضی از فقها نیز آن را قبول كرده اند) را بكار برده  است.

 

مبحث دوم: تعارض قاعده عسر و حرج با اخذ مالیات

فقها و نویسندگان در مباحث خود به بررسی تعارض بین بعضی از  احكام مانند خمس و زكات و  جهاد و نماز با قاعده عسر و حرج پرداخته اند به نظر این نویسندگان قاعده عسر و حرج به ظاهر با قواعد مذكور تعارض دارد. ما در این مبحث به طور خاص به بررسی تعارض بین عسر و حرج و اخذ مالیات می پردازیم و به این سوال جواب می دهیم كه آیا قاعده عسر و حرج تعارض دارد یا خیر؟

 

بند اول: آیا قاعده عسر و حرج با اخذ مالیات تعارض دارد یا خیر؟

فقها و دیگر نویسندگان قواعد وقتی به قاعده عسر و حرج می رسند،به تعارض احتمالی بین قاعده مذكور و بعضی از احكام می پردازند از جمله آن احكام ، خمس و زكات و موارد مشابه می باشد. با توجه به شباهت مالیات با خمس و زكات، ما در این قسمت، با پیروی از روش نویسندگان مذكور به این سوال می پردازیم كه آیا عسر و حرج با مالیات تعارض دارد یا خیر؟  برای رفع تعارض بین  احكام مذكور( زكات و خمس) و قاعده عسر و حرج فقها جوابهای مختلفی داده اند و به طرق مختلف موارد مذكور را جمع كرده اند. عمده دلیلی كه آنها آورده اند در پیرامون این بحث است كه «خمس یا زكات »  خروج موضوعی از قاعده «عسر و حرج»‌ دارد، كه مهمترین آنها جوابهای زیرمی باشد :«1- این احكام پس از كسر و وضع تمام مخارج و هزینه بر مابقی اموال تعلق می گیرند. 2- به نصاب معینی و حد و اندازه مقرری باید برسند.3- مصرف آنها در بیشتر موارد در جهاتی است كه آثار سودمند و مثبت آن جامعه و بیشتر افراد، از جمله خود آنهایی كه خمس و زكات می دهند، برمی گردد مانند ساختن و نگهداری راه ها ،جاده ها ،حفظ مرزهای كشور.4- ساختن جامعه ای برخوردار از امكانات و زندگی كردن در چنین جامعه ای مالاً به نفع ثروتمندان كه خمس وزكات می دهند ،نیز خواهد بود.»[7]

به نظر می رسد «عسر وحرج» از نظرحقوقی عبارت است از :«هرگاه تكلیفی دشوار و مشقت بار باشد با توجه به قاعده مذكور آن تكلیف ساقط خواهد شد.» در حالی كه اولاً در موارد مذكور هیچ دشواری و مشقت نیست . ثانیاً اگر هم مشقت و دشواری باشد ،آن دشواری نیست كه « عادتاً غیر قابل تحمل باشد». البته نویسندگان مذكور نیز احكام مذكور را تخصصاً از «عسروحرج» بیرون آوردند ولی تفاوتی كه عرایض ما با نوشته های آنها دارد این است كه به نظر آنها احكام مذكور از نظر لفظی و لغوی مشمول «عسروحرج » می شوند ولی آنها برای جمع كردن تعارض بین آنها توجیهاتی را قائل شده اند و از مجموع نوشته های آنها این استنباط می شود؛ با وجود این كه از نظر لغوی احكام مذكور در زیر مجموعه «عسروحرج » قراردارد ولی عرف آنها را عسروحرج نمی داند ولی به نظر می رسد برای تحقق «عسر و حرج» از نظر لفظی و لغوی باید مشقت و دشواری آنهم مشقت و دشواری غیر قابل تحمل موجود باشد ؛ این در حالی است كه  احكام مذكور اصلاً موجب مشقت و دشواری نمی شود چرا كه مشقت چیزی است كه انجام آن برای انسان سخت باشد(در حالی كه خرج مبلغی از پول اضافی سخت نیست ،شاید با طبع انسان سازگار نباشد ولی سختی ندارد ،گویا شخصی كه غذایی را دوست ندارد بخواهد آن را بخورد و به نظر می رسد از نظر لغوی به آن مشقت نخواهند گفت) چه برسد كه مشقت و دشواری غیر قابل تحمل باشد لذا طرح این بحث وهن بوده و چندان مناسب نیست در هر حال «اخذ مالیات » بر اساس نوشته آن بزرگان تخصصاً از قاعده «‌ عسروحرج» بیرون است.

 

بند دوم: موارد خاص عسرو حرج در قانون مالیات ها

در بند اول از همین مبحث‌ متذكر شدیم كه اصولاً اخذ مالیات با قاعده عسر و حرج تعارض ندارد و اخذ مالیات از قاعده عسر و حرج خروج موضوعی دارد ، و به عبارت حقوقی تر«اخذ مالیات » تخصصاً از قاعده عسرو حرج بیرون است، اما بحث دیگری كه می خواهیممطرح كنیم در مورد معافیت ماده 101 ق.م.م می باشد بر اساس این قانون مبلغی از درآمد هر شخص ،مشمول مالیات نمی شود . به عبارت دیگر این مبلغ از درآمد از پرداخت مالیات معاف می باشد، این قانون ،تا اصلاحیه 1380 موجود بود تا اینكه قانون مذكور، آن را تغییر داد و معافیت مذكور را منوط به تسلیم اظهارنامه نمود. ما طی مطالب بالا گفتیم كه خمس و زكات و مالیات از قاعده عسر و حرج خروج موضوعی دارد چرا كه شخص وقتی مشمول خمس و زكات و مالیات می شود كه خود به اندازه كافی،مال و اموال داشته باشد تا خرج كند لذا این چنین شخصی دچار مشقت و دشواری و سختی نخواهد بود ولی بر اساس ماده 101 ق.م.م اصلاحیه 81 با توجه به اینكه استفاده از معافیت موكول به تسلیم اظهارنامه شده است، لذا اگر شخصی به هر دلیلی اظهارنامه تسلیم نكند این احتمال هست كه شخص خود رزق و روزی خود و افراد تحت تكفل خود را نداشته باشد ، و مشمول معافیت گردد. لازم به توضیح است كه صاحب نظران معتقد هستند كه معافیت موضوع ماده 101 برای ارتزاق شخص و افراد تحت تكفل او می باشد، لذا معمولاً معافیتی كه برای ماده 101 اعلام می شود معمولاً كمترین مبلغی است كه به نظر سازمان امور مالیاتی كشور یك فرد معمولی می تواند زندگی خود و افراد تحت تكلف خود را بچرخاند، ولی با موكول نمودن معافیت مذكور به تسلیم اظهارنامه این احتمال است كه درآمد شخص چندان پایین باشد ؛ حتی كفاف رزق و روزی او را نكند ، در حالی كه بر اساس ماده قانونی مذكور این چنین فردی باید، درشرایط فعلی پانزده الی بیست درصد درآمد مذكور را كه برای رزق و روزی خود و افراد تحت تكلف او است ،باید به عنوان مالیات پرداخت نماید ،به نظر ما این ماده قانونی با قاعده «نفی عسرو حرج» تعارض دارد و عملاً نیز می بینیم افراد مستمندی كه خود برای تامین مایحتاج زندگی با مشكل مواجه می شوند مشمول مالیات نسبتاً سنگین شده و با عسروحرج روبرو می شوند لذا پیشنهاد می شود كه این ماده قانونی تصحیح شده و به جای آن افرادی كه از تسلیم اظهارنامه خودداری می کنند ،مشمول جرایم مقرر شوند. لازم به ذكر است كه فرقی كه جریمه با عدم برخورداری از معافیت دارد این است كه جریمه از اصل مالیات گرفته می شود لذا بین جریمه و میزان درآمد تناسب وجود دارد ولی اگر شخص از معافیت برخوردار نباشد ، درچنان حالتی شخص  باید از درآمدی كه رزق و روزی خود و خانواده او است نیز مالیات و حتی جریمه پرداخت نماید كه آن غیر عادلانه است.

 

[8]



[1] . قرآن کریم، سوره بقره،آیه 185

[2] . قرآن کریم، سوره مائده،آیه 9

[3] . قرآن کریم، سوره حج،آیه 77

[4] . وسائل الشیعه،باب نهم از ابواب آب مطلق،صفحه125.

[5] . همان،صفحه 126.

[6] . ابوالحسن محمدی، قواعد فقه،صفحه 201

[7] . ناصر مكارم شیرازی، قواعد الفقهیه ،جلد اول، صفحه 178

[8]




طبقه بندی: بررسی چند قاعده فقهی و حقوقی در حقوق نوین(حقوق مالیاتها)،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ محمدرضا عباسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک طراحی سایت