تبلیغات
علمی ومذهبی

علمی ومذهبی
 
نویسندگان

وقتی به افراد و قوای مختلف و احزاب و طایفه های مختلف و تفکرات مختلف و تمایلات مختلف و وسوسه های مختلف و قومیت های مختلف و روحیات مختلف درجامعه نگاه میکنیم ، بدون تردید وجود یک ناظم و رابط در آنجا محسوس است تا این اختلافها و مناقشات و وسوسه ها و تشتت آراء را از بین ببرود و در نتیجه صلح و امنیت که بهترین موهبت الهی است را به انسانها به ارمغاان بیاورد. و از همه مهمتر بین قوای سه گانه (مجریه و قضائیه و مقننه ) هماهنگی ایجاد کرده و اختلاف آنها را از بین ببرد. در حقیقت جامعه شبیه پیکر انسان است ؛

هشام بن حکم برهمین استدلال برامامت استدلال دارد که به نظر میرسد استدلال وی را بتوان دلیلی برولایت نیز اورد ، که به شرح زیر میباشد. حکایت او در کتاب کافی از زبان ایشان چنین آمده است : رفته بودم به جلسه درس عمر بن عبید . شنیده بودم شاگرد زیاد دارد . اتفاقاً بحث در مورد امامت بود. نشستم وقتی صحبتش را تمام کرد و گفتم شیخنا من سئوالی دارم میتوانم سئوالم را بپرسم ؟ گفت بگو. گفتم : تو چشم داری . گفت: آری این چه سوالی است که میپرسی؟ گفتم: چشمت برای چیست؟ گفت: برای دیدن است . گفتم: گوش داری؟ گفت: آری . گفتم گوشت برای چیست؟ گفت: برای اینکه بشنوم . گفتم : زبان و پا . که به اینها جواب داد . گفتم: قلب هم داری ؟ گفت بله . گفتم: قلبت برای چیست؟  گفت: برای اینکه آن اعضا را هماهنگ کند. گفتم: اینها که بود آن چه لازم بود ؟ گفت: اگر آن نباشد زمام آنها به هم میخورد و آنها متلاشی میشوند. اساس آن است.  از او سئوال کردم چطور هست تو برای اداره یک انسان قلبی را لازم  میبینی، اما برای جامعه و قوام و هدایت و هماهنگی جامعه امام را لازم نمیبینی ؟ آری نماز یک مست و یا نماز شخصی که در خواب است قابل قبول نیست ؟ چرا ؟ چون تحت فرماندهی عقل نیست؟ مغز یک فرد مست بیکار هست لذا عملش اجر ندارد. چون رهبر وجودش اینکار را انجام نداده است لذا شاید بتوان این دو گفته بزرگان را  به هم ربط داد که فرموده اند. انما الاعمال بالنیات  - لا عمل الا بالنیه  و ازطرف دیگر فرموده اند لا عمل الا با لولایه . شیخ انصاری در کتاب مکاسب خود،  ولایت ولات جور را جائز نمیداند و به حدیثی از امام صادق (ع) استناد میکند :«لان فی ولایت ولات الجور امحاء الحق» در ولایت ولات جور حق محو است. لذا میبینیم که ائمه اطهار علیهم السلام از آن منع میکردند . در کتاب کافی آمده هست که شخصی به حضرت علی بن الحسین (ع) اعتراض میکند و میگوید: یا علی اقبلت الی الحج ولینه و ترکت جهاد وصعوبته . چون جهاد مشکل بود رهایش کردی و آمدی حج که بی خطر است انجام دهی. درحالی که خدا در قران فرموده است:« ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیله فیقتلون و یقتلون»  خدا از مومنین جان و مالشان را خریده که بهشت مال آنها باشددر راه خدا قتال میکنند . در راه خدا میکشند و کشته میشوند. حضرت فرمود هروقت ما دیدیم جهاد تحت نظرکسانی اداره میشود که حافظ حدود الله هستندحج را رها میکنیم و رو به جهاد میکنیم اما اگر دیدیم جنگ تحت نظر کسانی اداره میشود که که حافظ حدود الله نیستند جهاد را رها میکنیم رو به حج میرویم.

اگر ما توحید را زیر بنا و اساس تلقی کنیم ، به این نتیجه میرسیم که نباید دو ولایت مستقل اساسی اصیل وجود داشته باشد . اینکه خداوند تبارک و تعالی میفرماید« اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم  »  اگر اولی الامر  را نیز ائمه اطهار (ع) و فقها بدانیم  اینجا چهار ولایت خواهیم داشت ولی باید توجه داشته باشیم که ولایت رسول را باید چنان معتقد باشیم که برای رسول ولایتی در مقابل ولایت الهی قائل نباشیم وگرنه دو ولایت قبول کرده ایم و آن شرک خواهد بود.  وقتی رسول را منهای جنبه ولایت و رسالت او مطرح میکنیم میگوئیم او بنده خداست . کو تا خدا؟! اما وقتی مسئله نمایندگی او مطرح شد کجا میتوانی بگویی کو تا خدا ؟ انکار او انکار خداست اذیت او اذیت خداست و عصیان او عصیان خداست.  اینجاست که میفرماید :«فانهم لایکذبونک ولکن الظالمین بایات الله یجهدون » آنها (کافرین) تو را تکذیب نمیکنند بلکه انها آیات الهی را انکار میکنند .  این آیات نشان دهنده این هست که ولایت رسول یعنی ولایت الله.

در کتاب کافی آمده است که : اختلافی بین دو نفر از مومنین بوجود آمد  که آنها خواستند برای اینکار حکمی را انتخاب کنند ، که یکی از آنها عالم جور را پیشنهاد داد . دیگری با خودش اندیشید که خدمت امام برسم و از او کسب اجازه کنم که آیا او اجازه میدهد که به پیش عالم جور برویم و او را قاضی قرار دهیم  . رفت و از حضرت پرسید . حضرت فرمود  اگر این کار را میکردید از مصادیق آیه شریفه میشدید که میفرماید. « الم تر الی الذین یزعمون انهم یومنون بالله و الیوم الاخر یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امرو ان یکفروا.....» نظر نمیکنی به کسانی که گمان میکنند ایمان به خدا و رسول آوردند ایمان به خدا و روز جزاء آوردند دوست دارند حکم بین خوشان را طاغوت قرار دهنددر حالی که مامور شده بودند که نسبت به طاغوت کافر شوند.  اصحاب پرسید پس ما چکار کنیم؟ حضرت فرمود:« فانظروا  من نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما فانی  قد جعلته علیکم حاکماً و حرامنا وعرف احکامنا فلیرضوا به حکما فانی قد جعلته علیکم حاکماً» شما ببینید کی به احکام الهی نگاه کرده و حلال و حرامی راکه ما از قبل رسول اکرم میگوییم یاد گرفته باشد من او را برشما حکم قرار دادم (ادامه خواهد داشت)




طبقه بندی: ولایت فقیه از نظر فقهی و حقوقی،
[ دوشنبه 12 دی 1390 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ محمدرضا عباسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک طراحی سایت