تبلیغات
علمی ومذهبی

علمی ومذهبی
 
نویسندگان

در مورد صیغه موقت یا همان نکاح منقطع  در همین وبلاگ مطالبی را ارائه دادیم و گفتیم که نکاح منقطع چیست؟  اما مطلبی که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار میدهیم در مورد مشروعیت و عقلائی بودن صیغه موقت است.

1 – آیا صیغه موقت مشروع میباشد:

این سوال بنا به دلائل زیر مطرح میگردد  : الف – در ازدواج موقت : به تمتع جنسی بیش از  تشکیل خانواده و ثبات خانواده توجه میشود .   ب- این نوع از ازدواج اگر در جامعه رایج شود برخوردهای جنسی زیاد شده  و از این جهت به روابط نا مشروع  (نعوذ بالله به زنا)  بیشتر شبیه میباشد.  ج) از همه مهمتر  بعضی از فرقه های اسلامی این نوع از ازدواج را نامشروع میدانند به طوری که اهل سنت معتقد به نامشروع بودن این نوع از ازدواج میباشند.

بحث درمورد دلیل «الف»: اینکه در ازدواج موقت بیش از اینکه به ثبات خانواده توجه شود به تمتع جنسی توجه میشود هیچ تردیدی نیست. ولی باید بدانیم که  هیچ دلیلی بر نامشروع بودن صرف رابطه جنسی وجود ندارد ، نه دلیل نقلی براین موضوع  وجود دارد و نه دلیل عقلی   و چه بسا مهمترین عامل ازدواج دائم  نیز تمتع جنسی از جنس مخالف باشد. از طرف دیگر اتفاقاً ازدواج موقت برای کنترل روابط نامحدود جنسی میباشد. شخصی که دست به ازدوج موقت میزند بدون تردید به جای اینکه بخواهد با افراد متعدد و به شکل نامحدود رابطه برقرار کند  میخواهد صرفاً با شخصی که ازدواج کرده است رابطه داشته باشد .  معمولاً افرادی که حریم الهی را میشکنند ، دیگر برای آنها فرق نخواهد کرد که این حریم را یک بار بشکنند یا دفعات متعدد ، اگر نعوذ بالله شخصی برای یک بارمرتکب زنا شود  شکستن این حریم در دفعات بعدی خیلی آسان خواهد بود ولی اگر  این حریم حفظ شود شکستن آن آسان نخواهد بود. توجه داشته باشید که در ازدواج موقت این حریم محفوظ خواهد ماند ، چرا که شخصی که  به جای نعوذ بالله زنا دست به ازدواج موقت میزند ، این قصد و نیت را دارد که  مرتکب حرام  نشده است.  به عبارت دیگر  ازنظر روانشناسی شخصی که عمل ارتکابی خود را نامشروع بداند ، توجه دارد که حریم الهی را شکسته است  لذا همچنان که گفته شد شکستن این حریم در دفعات بعدی آسان خواهد بود.  لذا میتوان گفت که ازدواج موقت مانع فساد و فحشای نا محدود در جامعه میباشد ؛ از جمله اینکه اولاً یک زن در یک زمان فقط با یک مرد میتواند ازدواج موقت داشته باشد ، از طرف دیگر بعد از ازدواج موقت نیز او باید عده نگاه داشته لذا حتی بعد از اتمام مدت نکاح او ، او نمیتواند با دیگری ازدواج کند. ثانیاً : برای یک مرد هوس باز  شهوت ران ، ازدواج موقت یک حصار میباشد، امارها نشان میدهد که مردان هوس باز به جای انتخاب عقد موقت به سراغ روابط نامشروع میروند چرا که آنها ازدواج موقت را نوعی محدودیت میدانند . 

بحث در مورد دلیل «ب»: به این شبهه نیز در با لا جواب دادیم  گفتیم که ازدواج موقت به این آسانی نیست ، و یک زن باید بعد از جدا شدن از همسر اول خود باید عده نگاه دارد (در این زمینه در مقاله دیگر در این وبلاگ بحث نموده ایم) لذا  این خود روابط نامحدود را کنترل نموده و از طرف دیگر ، یک زن در مدت ازدواج با یک مرد نمیتواند زن مرد دیگری نیز شود، مهمتر از همه اینکه شخصی که دست به ازدواج موقت میزند ، قصد و نیت پرهیز از محرمات را دارد . بدون تردید اینگونه افراد حتی در حین رابطه جنسی میتوانند جلو خود را گرفته و از حریم شکنی بپرهیزند. آنچه که داعی و محرک انسان به سوی خیر و شر بوده و حتی رفتارهای روز مره او را کنترل میکند تصورات ذهنی است. پرورش این فکر که برای انجام هر عمل باید از خداوند اجازه داشته باشیم  جلو فساد و فحشا را خواهد گرفت و انسان را در مقابل انجام هر عمل نامشروع مقاوم  خواهد کرد که یکی از این رفتارهای نامشروع زنا میباشد. مهمترین فرقی که بین زنا و ازدواج موقت وجود دارد ، این هست که در زنا انسان حریم شکنی کرده و میداند که به کار نامشروع دست میزند لذا چه بسا انسان آماده حریم شکنی های بعدی نیز خواهد بود ولی در ازدواج موقت انسان با اجازه خالق و پروردگار دست به این عمل میزند و از نظر روحی و روانی نیز همین تصور انسان را در مقابل حریم شکنی های بعدی و رفتارهای ناهنجار دیگر جلوگیری خواهد کرد. لذا میبینیم خداوند تبارک و تعالی در قران ، نماز را عاملی برای جلوگیری از فحشا  بیان میفرماید « ان الصلاة تنهی عن الفحشا ء و المنکر.» چرا وچگونه نماز انسان را از فساد ، فحشا بازمیدارد . بدون تردید یکی از عواملی که باعث میشود نماز جلو فحشا را بگیرد تقویت تصورات معنوی در انسان است . البته نماز از جهات دیگر نیز مانع فحشا  و زشتی های میباشدکه درصدد بیان آن نیستیم.

توجه: دراینجا لازم است به یک سوال احتمالی پاسخ بدهیم  و آن سوال این هست که ازدواج موقت فقط احتمال روابط جنسی را در زنان کاهش میدهد نه در مردان. درحالی که اینگونه نیست برای اینکه اولاً ؛ محدودیت زنان در روابط  جنسی به طور غیر مستقیم میتواند محدودیتی برای روابط جنسی  مردان نیز باشد چرا که وقتی درجامعه زنانی نتوانند رابطه جنسی برقرار کنند مردان با چه کسانی رابطه جنسی برقرار خواهند کرد. ثانیاً: در ست است که مردان عده نگاه نمیدارند ولی  همچنان که گفتیم تصورات معنوی حداقل میتواند میل جنسی را در آنها کاهش دهد.

بحث درمورد دلیل «ج»: بحث در این مورد صرفاً یک بحث فقهی میباشد، و این بحث است که آیا از نظر شارع مقدس ازدواج موقت حلال هست یا حرام . همچنان که در مقاله قبلی گفتیم به نظر فقهای شیعه این ازدواج حلال میباشد ولی اهل تسنن این ازدواج را حرام میدانند، علاو بر آن زیدیه و اسماعیلیه نیز قائل به حرمت ازدواج موقت میباشند.   برای اثبات مشروعیت ازدواج موقت باید بگوییم که ؛دربین شیعیان و اهل تسنن دراینکه متعه یا همان ازدواج موقت در زمان پیامبر حداقل برای مدتی حلال بوده است شکی وجود ندارد  در این مورد در تفسیر ابن کثیر آمده است :« ولا شک انه کان مشروعاً فی ابتداء الاسلام» [1]   همچنان که گفته شد، شیعیان معتقد هستند که ازدواج موقت در زمان پیامبر حلال و مجاز بوده است ولی اهل تسنن معتقد به حرمت ازدواج موقت هستند  قول مشهور اهل سنت براین هست که ازدواج موقت در اواخر عمر حضرت رسول نسخ شده است و عده ای از آنها نیز قائل هستند که نسخ آن در زمان خلیفه دوم و بوسیله عمر صورت گرفته است . شیعیان به نظر اخیر قائل هستند ولی آنها معتقد هستند که خلیفه نمیتواند احکام شرعی را نسخ کند.  ما برای اثبات حقانیت خود دلائل زیر را بیان مینمائیم:

آیه قران:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِیضَةً) سوره نساء آیه 24 ) علمای شیعه و جمهور اهل تسنن براین معتقد هستند که آیه مذکور در مورد ازدواج موقت میباشد[2]

جالب این که بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین از جمله ابن عباس ، ابی بن کعب ، مجاهد، سعید بن جبیر، ابن مسعود ، سدی  آیه مذکور را چنین قرائت کرده اند : فمااستمتعتم به منهن الی اجل مسمی فاتوهن اجورهن[3] با توجه به اینکه حلال بودن آن ثابت بوده و نسخ آن نیز مسلم نشده است لذا باید حکم به حلیت آن داد

روایات صحیح:

مهمترین مدرکی که دال بر ممنوعیت نکاح موقت به وسیله خلیفه دوم هست، روایت صحیح زیر میباشد:

 وقد صحّ أنّ عمر عنه نهى الناس عن المتعة فقال: متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم وأنا أنهى الناس عنهما ؛متعة النساء، ومتعة الحج [4].

با روایت صحیح ا ز عمر نقل شده است که وی مردم را از متعه نهی کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع

علاوه برآن روایات دیگری نیز وجود دارد نشان میدهد که ممنوعیت نکاح منقطع بوسیله خلیفه دوم صورت گرفته است از جمله: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی أَبُو الزُّبَیْرِ قَالَ سَمِعْتُ  جَابِرَ  بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُول كُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِی بَكْرٍ حَتَّى نَهَى عَنْهُ عُمَرُ فِی شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَیْثٍ[5]

از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می گفت : ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم . تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از آن نهی کرد . 

 

صحابه و تابعینی که متعه کرده اند:علاوه بردلائل مذکور  سیره صحابه و تابعین بعد از حضرت رسول اکرم (ص) نیز برآن بوده است که نام بعضی از آنها را میبریم:

1-گفته شده که عبدالعزیز بن عبد الملک بن جریج که از بزرگان علمای امویین و فقیه و عالم مکه بود 90 زن را  متعه کرده است [6]

2-معاویه  در زمان فتح طائف ، زنی به نام معانه را  متعه نمود . این زن ، تا زمان خلافت معاویه زنده ماند و معاویه همه ساله هدایایی برای وی می فرستاد . پس ادعای حرمت متعه در فتح خیبر یا بعد از آن و حتی در ماجرای فتح مکه نمی تواند صحیح باشد[7]

3-اسماء بنت ابوبکر [8] . البته شیعیان در این مورد درکتابهایشان مفصلتر بیان نموده اند که شنیدن آن خالی از لطف نیست [9] وقتی ابن عباس وارد مکه شد ، عبدالله ابن زبیر نیز برفراز منبر خطبه میخواند ، چون نظرش به ابن عباس افتاد که در ان روزها نابینا شده بود ، گفت : ای مردم ، کوری نزد شما آمده که خدا دل او را نیز کور کند، او عایشه ام المومنین را دشنام میدهد و نزدیکان و اصحاب پیامبر (ص) را لعن میکند و متعه را حلال میشمارد ، درحالی که زنای محض است ، ابن عباس وقتی این گفته را شنید، غلامش را صدا زد و گفت : مرا نزدیک او ببر، وقتی نزدیک او رسید گفت؛ تو میگویی ، ما متعه را در حالی که زنای محض است ، حلال میدانیم ، به خدا قسم در زمان رسول خدا (ص) به آن عمل میشد و پس از حضرت ، نیز پیامبری مبعوث نشده است ؛ که ابن صهاک خودگفته است: دو متعه در زمان رسول خدا (ص) وجود داشت و من آن دو را منع میکنم ، ومرتکبین آن را مجازات میکنم وما گواهی او را در مورد جواز متعه در زمان حضرت رسول میپذیریم و تحریم او را قبول نداریم . ای ابن زبیر تو خود نیز از متعه متولد شده ای ، پس وقتی از این چوب(منبر)‌پائین آمدی از مادرت در مورد بردهای عوسجه بپرس ! عبدالله ابن زبیر وقتی از منبر پائین آمد به سراغ مادرش رفت و با اصرار از مادرش در مورد بردهای پرسید. مادرش وقتی اصرار او را دید ناگزیر گفت:پدرت با رسول خدا (ص) بود و مردی به نام عوسجه دو برد (پیراهن) را به او هدیه کرد و پدرت از بی همسری به پیامبر (ص) گلایه کرد حضرت وقتی شکایت او را از بی همسری دید آن حضرت یکی از دو پیراهن را به او داد و او نیز نزد من آمدو با آن پیراهن مرا متعه کرد و مدتی گذشت و پیراهن دیگر آورد و به وسیله آن ها مرا متعه کرد و من  به تو حامله شدم ، پس تو فرزند متعه هستی !

مالک بن انس و احمد ابن حمل نیز قائل به حلیت آن بوده اند که از بحث بیشتر در این مورد خودداری میکنیم

با توجه به مطالب فوق معلوم میشود که متعه (ازدواج موقت در زمان حضرت پیامبر ص) حلال بوده است ، لذا در مشروعیت این نوع ازدواج نمیتوان شبه کرد 

2-‌آیا ازدواج موقت عقلائی است: بعد از پاسخ دادن به سوال فوق در این مورد که آیا ازدواج موقت مشروع است یا خیر؟‌در این قسمت از مقاله به عقلائی بودن ازدواج موقت میپردازیم:

با توجه به اینکه ازدواج یک مقوله حقوقی است ، لذا برای پاسخ به این سوال به مبانی حقوقی مراجعه میکنیم.

با توجه به اینکه روابط اجتماعی انسانها پیچیده بوده ، رعایت دو شرط قوانین و مقررات را میتواند جاودانه  و همیشگی نماید،‌ این شروط عبارتند از :

1-   قوانین و مقررات باید، انعطاف پذیر باشند: هرچقدر قوانین ومقررات خشک و غیر قابل انعطاف باشد، به همان اندازه احتمال نسخ و از بین رفتن قوانین بیشتر و سریعتر هست . رابطه با جنس مخالف بالاخص رابطه جنسی ؛ چیزی نیست که بتوان جلو آن را گرفت . شاید برای موجه و سالم نشان دادن خود و برای نشان دادن ژست آدمهای اصلاح طلب و بشر دوست  به ظاهر بتوانیم  بگوییم که ازدواج موقت بد هست و  با حقوق زنان مغایرت داشته و عملی است مغایر با تقوی و پاکدامنی . ولی باید بدانیم که  اگر روزی بتوانیم ازدواج موقت را  در جامعه در بعضی موارد پیاده کنیم جلو چه فجایعی گرفته خواهدشد .فجایعی مانند؛ بعضی از هوسرانان برای خاموش کردن غریزه جنسی ، به دزدیدن  دختران معصوم روی آورده و بعد از  تجاوز به آنها ، آنها را سربه نیست کرده و یا آنها را با خفت رها کنند. -به خاطر محدودیت دست یافتن به جنس مخالف ، همجنس بازی در جامعه رواج پیدا کند .- امروز در بعضی از کلیسا ها به خاطر مبارزه با ازدواج ، میبینیم که تعدی به کودکان چقدر شایع شده است. – آمارها نشان میدهد که تعداد قابل توجهی از مجردها دست به خود ارضائی میزنند.  درحالی که میتوان با مدیریت صحیح این ناهنجاری ها  را کنترل نمود.  

2-     قوانین و مقررات باید به اراده افراد و خواسته های آنها توجه نماید.

 یکی از مهمترین اصول قانون گذاری توجه به خواسته ها و نیازهای افراد جامعه میباشد.  یک قانونگذار باید نیازهای افراد جامعه را درنظرگرفته و حتی المقدور آنها را جهت بدهد . روابط نامحدود جنسی ، همجنس بازی ،‌استمناء و امراض و بیماریهای جسمی و روحی ناشی از آنها مصلحتهائی است  که تقنین ازدواج موقت را موجه میکند. در پاسخ به افرادی که ازدواج موقت را مغایر با شان ومنزلت زنان میداند ، باید بگوییم که این شان و منزلت را زنانی که دست به ازدواج موقت میزنند بهتر از من و تو میفهمند ، آنان به خودشان وحیاتشان بهتر از من و تو بها و ارزش قائل هستند . درست است که در ازدواج موقت ، به ثبات خانواده کمتر توجه میشود ،ولی  حداقل وضعیت حقوقی افرادی که از آن بدنیا می‌آید معلوم هست . آنها به پدر و مادری که آنها را بدنیا آورده اند تعلق داشته و از آنها ارث میبرند. پدر و مادر باید در تربیت او تلاش کنند و هیچ فرقی بین فرزندان ازدواجهای موقت و دائمی نیست. در حالی که با نبودن این نوع ازدواج احتمال(نعوذبالله) زنا و خود ارضائی زیاد است که درهر حال آنها نامطلوبتر از ازدوج موقت میباشد.

مجدداً تاکید میکنم که یک قانونگذار نه باید به بهانه شر و قبح بودن خواست افراد جامعه با آن مبارزه کنند . به عنوان مثال طلاق یک امر زشت و قبیحی است و در قبح آن هیچ تردیدی نیست. دراین مورد فرموده اند:« مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الحُسَیْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (ع) قالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ البَیْتَ الَّذِی فِیهِ العُرْسُ، وَ یُبْغِضُ البَیْتَ الَّذِی فِیهِ الطَّلاقُ، وَ ما مِنْ شَیءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلاقِ . (الكافی: ج 6، ص 540، ح 3 » [10]  با این وجود طلاق در شرع مقدس اسلام حلال شده است .  کشورهای غربی مدتهای مدیدی به پیروی از دین مسیحیت ، طلاق را ممنوع اعلام نموده بود . اتفاقهایی که درکشورهای مذکور رخ داد باعث شد که آنهانیز طلاق را به رسمیت بشناسند. یکی از اتفاقهای مذکور ، اتفاق زیر میباشد:« :« خانم دو بوفرمن كه اصلاً بلژیكی بود درنتیجه ازدواج  با پرنس دوبو فرمن تبعه فرانسه شد . درآن زمان یعنی قبل از سال 1884 میلادی در فرانسه طلاق قانوناً جایز نبود. خانم دوبوفرمن میخواست به كلی از قید زناشوئی رهایی یابد وطلاق بگیرد . برای نیل به این هدف در سال1875 تابعیت آلمان را بدست آورد و برای طلاق به دادگاه آلمان مراجعه كرد و در همان سال موفق شد از دادگاه حكم طلاق خود را بگیرد و به فاصله چند روز ازتاریخ صدور حكم بایك نفرشاهزاده رومانی به نام پرنس بی بسكو ازدواج كند و با شوهر دوم خود به فرانسه مراجعت نماید . شوهر اول این خانم به استناد آنكه طلاق او باطل است علیه او اقامه دعوای زوجیت كرد. دادگاه فرانسه حكم بطلان طلاق و درنتیجه حكم بطلان نكاح ثانوی را صادر كرد و دیوان كشور فرانسه حكم دادگاه تالی را به استناد اینكه به دست آوردن تابعیت آلمان به قصد تقلب نسبت به قانون فرانسه بوده و فرار از مقررات قانون دولت متبوع خود بوده است ابرام نمود.»[11]



1-تفسیر ابن کثیر جلد اول صفحه 475

2-همان منبع ، تفسیر القرطبی جلد 5 صفحه   130  شرح لمعه صفحه 86

3-الکشاف للزمخشری جلد 1صفحه 519 ، همان منبع

4- المبسوط للسرخسی ج4 ص27 - أصول السرخسی ج2 ص6

5- صحیح مسلم ج2 ص 1023 باب نكاح المتعة

6- سیر أعلام النبلاء ج6/ص333

7- المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت

8- المحلى ج9 ص 519چاپ دار الآفاق بیروت

9- مستدرك الوسائل ، ج14، ص450

 

 

 

 

10- شرح لمعه جلد دوم ، الکافی ، جلد 6 ، ص540 ، ح3»

30-الماسی ،نجاد علی، حقوق بین الملل خصوصی صفحه 200




طبقه بندی: ازدواج موقت(متعه)،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ محمدرضا عباسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک طراحی سایت